![]() |
![]() |
|
|
گریه کن عزیم، اما نه فقط واسه خودت
واسه اینکه نمی شه دیگه بیام تولدت
گریه کن جدائیا ما رو رها نمی کنن
آدما انگار برای ما دعا نمی کنن
گریه کن من دارم مثل تو گریه می کنم
به خدای آسمونامون گلایه می کنم
گریه کن تو بختمون یه برف سنگین نیومد
این همه پرنده رد شد، مرغ آمین نیومد
گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم
تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم
گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم
تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم
گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداشت
دلای من و تو که به فردا امیدی نداشت
گریه کن فکر کن دلیلی ندارم فقط همین
واسه ی فاصله که از آسمونه تا زمین
گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد
وتسه مشکلاتی که بودش و هست وحل نشد
گریه کن برای رویایی که قسمت نمی شه
یه شبم سر خدا واسه ما خلوت نمیشه
گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن
واسه آرزوهامون که همشون حباب بودن
گریه کن برای اولا که عاشقونه بود
حال هم رو پرسیدن فقط یه جور بهونه بود
گریه کن سبک می شی روزتی خوب یادت میاد
گرچه که تو تقویمامون نیستن اون روزا زیاد
گریه کن واسه همه، واسه خودت، برای من
توی بارونی ترین ثانیه حرفاتو بزن
گریه کن تا آینه شه، باز اون چشای روشنت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 11:11 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1385 خرداد 1385 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
عشق آبي دلبر تنها |
|
RSS
|